نماز هم بدون نگاه اجتماعی ابتر است

65165

عبودیت، واژه ای که در تمام متون دینی و الهی و در سخن بزرگان از هر قوم و قبیله ای به آن اشاره شده است. حتی آنان که به ادعای خود شیطان را میپرستند همواره سعی میکنند خود را عبد شیطان جا بزنند.

بیشتر دعاهای ما با اللهم آغاز میشود، حتی در توسلات و خواسته های ما نزد اهل بیت ما آنان را واسطه قرار میدهیم که این خود بحثی مفصل دارد، اما آنچه دغدغه این مطلب است حدیثی است از پیامبر که درکش جز برای آنان که رسیده اند میسر نیست.

نماز مانند سر است برای دین،

استعاره ای بزرگ و همان قدر عجیب، هر چه دین داشته باشی و نماز نباشد یعنی دینت مرده و انسان بدون سر مرده است. باز هم حرفم این نیست که اهمیت نماز را برسانم، آن چیزی که انگیزه برای نوشتن شده این آیه است:

آیه پنجاه و پنج سوره مائده: «اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون»
«ولیّ شما تنها خدا و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌اند؛همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع نماز زکات می‌پردازند، می‎باشند.»

یعنی فراتر از نماز، نگاه اجتماعی و دغدغه های اجتماعی است، این که نماز نباید تو را از نیازمندان غافل کند و نیازمندان و کمک به آنها یک رابطه اجتماعی سالم است که آنقدر بزرگ است که از نماز واجب تر می شود و موضوع برتری علی بر دیگران است.

نماز با نگاه اجتماعی نماز است

حال ما چقدر به نماز می پردازیم؟ چقدر نمازمان می تواند نگاه اجتماعی ما را بسازد؟ شاید برای همین است که گفته اند الصلاه بالجماعه، نمازی نماز است که با جماعت خوانده شود.

دوستی میگفت، سید، من در اتاق خودم شمعی روشن میکنم و یک نوای غمناک میگذارم و فضای اتاق را عرفانی میکنم و نمازم خیلی خیلی با حضور قلب تر از نماز جماعت در مسجد پشت سر امام جماعت است.

دیدم مشکل همین جاست، که نماز را به تنهایی سر دین میدانند، آری اگر نماز تنها موضوع بود، این نماز در اتاق رمانتیک بهتر بود، ولی موضوع نماز نیست، موضوع عبادتی است که همراه با خدمت به خلق باشد.



ارسال دیدگاه