شکاف تدوین شده – بخش دوم

8EnglishPolicyWww_PedarSalavati_com_

علیرضا حیدری – در مثالی که در بخش اول این متن آمده بود ، اشاره به این شد که تفکیک جوانان و یا اقشار مردم به حزب اللهی و غیر حزب اللهی باعث می شود که در بلند مدت شکاف عمیقی بین واحد های اجتماعی ایجاد گردد .

در مثال فوق چه فرایندی اتفاق می افتد دقیقا ؟

یک سری نشانه های ظاهری مثل نوع پوشش و نوع آرایش و آداب و رسوم خاص به عنوان نشانه های افرادی که حزب اللهی نامیده می شوند معرفی میگردد. علاوه بر اینها لیست انتظاراتی که از این افراد تدوین شده است که از چنین قشری مثلا انتظار می رود فلان کار را انجام بدهند یا ندهند . و در نهایت این قشر نمایندگی نهایی اهل دین و مذهب معرفی می گردند و اگر این افراد اعمالی یا رفتاری خلاف آنچه در اجتماع به عنوان یک قانون نانوشته بوجود آمده است انجام دهند گفته می شود که بین این افراد و رفتارشان تناقض وجود دارد یا دیگر حزب اللهی نیستند . مثلا اگر فردی که حزب اللهی نامیده میشود در یک کنسرت یا مجلس عروسی شرکت کند و یا ساز بنوازد از انی عمل او به عنوان یک تناقض یاد می شود . در صورتی که در واقع حزب اللهی بودن یک شیوه ی تفکر و پارادایم است نه یک سری نشانه های ظاهری که معلوم نیست منبع تدوین این نشانه ها کجاست !

در صورتی که واقعا تناقضی بین گیتار زدن ، کنسرت رفتن و عاشق شیوه و منش امام حسین (ع) بودن نیست .

درصورتی که آنکه ریشش را می تراشد و آنکه کراوات می زند و آرزوی دیدن موزه ی لوور را دارد شاید بیشتر از آنکس که ظاهر و منش به اصلاح حزب اللهی دارد ، عاشق دفاع از کیان اسلام و شهادت در راه اسلام باشد .

اما آنچه در واقع اتفاق می افتد این است که خود افراد اجتماع با چنین پیش فرض هایی درباره ی دیندار بودن و نبودن بین خود حصار کشیدن و روز بروز از یکدیگر دورتر شده و در مقابل هم قرار می گیرند بجای اینکه در کنار یکیدگر باشند و باهم افزایی ، به شکوفایی و قدرت یکدیگر بیافزایند .

سوال این است که چنین طبقه بندی ای و چنین تعاریف و نشانه هایی در مورد دیندار بودن و نبودن دقیقا از کجا آمده است ، تدوین شده است و ادامه پیدا کرده است ؟

 



ارسال دیدگاه